زبانحال مسلم بن عقیل علیهالسلام قبل از شهادت
اينجا درختها همه تير و كـمان شدند تيرِ گلـوی كودك و پـيـر و جـوان شدند در خاك كوفه هيچ ز مردی نشانه نيست زين مـردمان شوم كه نـامـردمان شدند پـوسـيده است بيـعـت اين کوفـیان پَست اين طايفـه به راه تو بـاری گران شدند اينان كه دم ز ياری دين و شرف زدند آتـشبــيــار مـعـركـۀ دشـمـنــان شـدنـد اين سينهها ز بغض علی شعله میكشد با بغـض و كـينه كورۀ آتـشفـشان شدند رد گـشـتهاند جمله دراین امتحان سرخ قبل از جـهـاد در ره تو امتـحـان شـدند سنـگـم اگـر زنـنـد، نـدارم غـمـی، ولی با دشـمـنـانِ هـمقـسـمت هـمزبـان شـدند آخـر كـمر به غـارت اين بـاغ بـستهاند اوّل اگـر چه با تو همه مـهـربـان شـدند کم مانده است تا که سـرم را جدا كـنـند اينـان كه ننگِ اهل زمين و زمان شدند هرگز ميا به كوفه كه اين زشتطينتان در عهد خويش حـيلهگـرانی نهان شدند از قول من نوشت «وفایی» كه كوفيان يا گـشـتـهاند حـرمـله و، يا سَـنان شدنـد |